هارون برادر موسى عليهالسلام از پيامبران مرسل بود، نام مباركش بيست بار در قرآن آمده است،
بيشتر زندگى او همراه موسى عليهالسلام است، او شريعت موسى عليهالسلام را تبليغ مىكرد،
خداوند بر موسى و هارون عليهماالسلام سلام و درود فرستاده است.
يكى از پيامبران خدا حضرت شعيب عليهالسلام است كه نام او در قرآن يازده بار آمده است.
خداوند او را به سوى مردم مَدْيَن و اَيْكه فرستاد تا آنها را به يكتاپرستى و آيين
خدايى دعوت نمايد و از بتپرستى و فساد اخلاقى نجات بخشد.
در مورد سلسله نسب شعيب، به اختلاف نقل شده، محدث معروف
مسعودى او را از فرزندان ثابت بن مدين بن ابراهيم دانسته است.
پس از رحلت موسى عليهالسلام بنىاسرائيل به فرماندهى يوشع بن نون وصى
موسى عليهالسلام به جنگ با زورمندان شام و فلسطين پرداختند،
تا ارض فلسطين و شهرهاى آن را فتح كنند و اين جنگ همچنان ادامه داشت.
بنى اسرائيل پس از موسى عليهالسلام داراى پيامبرى بودند كه
در آيه 246 و 247 و 248 سوره بقره از اين پيامبر به عنوان نبى (پيامبر) ياد شده،
ولى نام او ذكر نشده است، كه اكثر مفسران به استناد روايات معتقدند كه اين پيامبر به نام اشموئيل بود.
كى از پيامبران بزرگى كه علاوه بر قدرت معنوى و نبوت، داراى حكومت ظاهرى وسيع نيز بود،
حضرت داوود عليهالسلام است كه نام مباركش شانزده بار در قرآن آمده است.
حضرت داوود عليهالسلام در سرزمينى بين مصر و شام ديده به جهان گشود، او از نوادههاى
حضرت يعقوب است و به نُه واسطه به يكى از فررزندان حضرت يعقوب مىرسد، پدرش ايشا نام داشت.
او صد سال عمر كرد، كه چهل سال از آن را حكومت نمود.
يكى از پيامبران بزرگى كه هم داراى مقام نبوت بود و هم داراى حكومت بىنظير
و بسيار وسيع، حضرت سليمان بن داوود عليهالسلام است كه نام مباركش هفده بار
در قرآن آمده است. او با يازده واسطه به حضرت يعقوب عليهالسلام مىرسد و از پيامبران بزرگ بنى اسرائيل مىباشد.
يكى از حكماى صالح و وارسته بزرگ تاريخ، حضرت لقمان عليهالسلام است كه
نام مباركش در قرآن، دو بارآمده، و يك سوره قرآن (سوره سى و يكم) به نام او است.
از اين رو خداوند در اين سوره از او ياد كرده كه فرزندش را به ده اندرز حكيمانه و بسيار
مهم نصيحت كرده كه در قرآن در ضمن پنج آيه بيان شده است.
شيوه بيان قرآن نشان مىدهد كه لقمان عليهالسلام پيغمبر بوده است، و در حديثى
از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده فرمود:
حقَّاً اَقُولُ لَم يَكُن لُقمانُ نَبيّاً وَ لكِن كانَ عبداً كَثِيرَ التَّفكُّرِ، حُسنَ اليَقينِ، اَحبُّ اللهَ فَاحَبَّهُ، وَ منَّ عَلَيهِ بالحِكمَةِ؛
به حق مىگويم كه لقمان عليهالسلام پيامبر نبود، ولى بندهاى بود كه بسيار فكر مىكرد،
و يقينش عالى بود، خدا را دوست داشت، و خدا نيز او را دوست داشت و نعمت حكمت را به او عنايت فرمود.
ماجراى اصحاب كهف در قرآن همانگونه كه در قرآن معمول است،
به طور فشرده (از آيه 9تا 27 سوره كهف) آمده است، و در روايات اسلامى،
و گفتار مفسران و مورخان، مختلف نقل شده، بعضى به طور مشروح و بعضى به طور خلاصه،
و يا بعضى بخشى از داستان را ذكر كردهاند و بخش ديگر را ذكر نكردهاند، ما در اين جا بهتر ديديم
كه چكيده مطلب را از مجموع روايات - با توجه به عدم مخالفت آن با قرآن - بياوريم.
اِثنا عَشَر: دوازده اِثنان: دو
اَحَدَ: یکی اَحَدَ عَشَر: یازده
اَربَع: چهار اَربَعین: چهل

نسیم کوی جـــانــــــــــان است قرآن شمیم عطر رحمان است قرآن
بود روشنـــــــگر راه ســـــــــــــــعادت چو خورشید فروزان است قرآن
به گلزارش ، خـــــزان راهــــی نـــدارد بهاران در بهاران است قرآن
صفای بوســـتـان آســــــــــمانـی است شکوه باغ رضوان است قرآن
رهـــــــــاند آدمــــــی را ،از جهـــــــــالت فروغ علم و ایمان است قرآن
طـــــــراوت بخــــش روح مؤمنیــن است به جسم عارفان ، جان است قرآن
به صدق و راستـــــی همتـــــــــــا ندارد رفیق نیک پیمان است قرآن
نهان در سیــــــنه او ، سٌر عشـق است کلید گنج عرفان است قرآن
بود معــــجز ، رســـول هاشــــــــــمی را که در شأنش ثناخوان است قرآن
طبـــــیب درد های بـــــــی دوا اوســـــت به جان خسته درمان است قرآن
تسـلی بخش دلــــــهای غمین است چراغ شام حرمان است قرآن
خلــــــــل کـــــــی ره برد بر ساحت او ؟ بنائی سخت بنیان است قرآن
در آن سامان که سامان نیست کس را پناه هر مسلمان است قرآن
عبدالباسط که يکی از برجسته ترين قاريان مصری بود در جمع های بسياری با تلاوت قرآن افرادی
را که اصلا معنای قرآن را نمی دانستند مسلمان کرد خاطرات را از زبان خودش بخوانيد:
« من به 14 ايالت از ايالات آمريكا كه در آنها مراكز مسلمين وجود داشت سفر كرده ام كه
تعداد زيادي از مسلمين در اين مراكز هستند. از تفضل خدا، در همه كشورها موفق بودم .
در لوس آنجلس 6 نفر پس از شنيدن تلاوت قرآن كريم اسلام آوردند؛ در اوگاندا 92 نفر.
در آنجا دو مجلس داشتم: در يكي 72 نفر از آنها و بقيه در مجلس دوم اسلام آوردند.
حتي يك خانم گوينده تلويزيون همراه من بود كه در آخرين روز خواست دستم را ببوسد
و من متأثر شدم ولي نپذيرفتم . او تقاضا كرد به حج برود. به اوگاندائي ها گفتم اگر اجازه بدهيد،
بگذاريد اين خانم امسال به مسافرت حج برود. پس از آن، خواست كه نامش را تغيير دهد،
من نام" آمنه" را برايش انتخاب كردم. در اين سفرها، نه تنها در كشورهاي اسلامي و
عربي مسلمين نسبت به مسائل قرائت قرآن كريم توجه نشان مي دادند؛ بلكه حتي ب
يگانگان از شنيدن قرآن لذت مي بردند و گاه اسلام مي آورند» ... تمام موفقيتي که
نصيب من شده به حرمت آيه به آيه هاي قرآن مجيد است که صداي مرا در نظر مردم
دلنشين کرده و در اصل اين نفوذ کلام الهي است که باعث روي آوردن مردم غير مسلمان به سوي اسلام شده است.

| ϰ-†нêmê§ |